ورود اعضا | عضویت در سایت | کاربر مهمان خوش آمدی

به عقب نگریستن اورفئوس

به عقب نگریستن اورفئوس

به عقب نگریستن اورفئوس

عنوان: به عقب نگریستن اورفئوس
کد کالا:
نویسنده:

بختیار علی


مترجم:

سردار محمدی


ناشر:

افراز


قطع کتاب:

رقعی


نوع جلد:

شمیز


نوبت چاپ:

اول


تعداد صفحه:

305


شابک:

978-964-243-754-2


تیراژ:

1000

220,000  198,000  ريال
وضعیت: موجود

در افسانه‌های یونانی، در کنار سیزیف، پرومته و نارسیس، افسانه‌ی اورفئوس برای من زیباتر از دیگر افسانه‌ها است. در طول تاریخ، اورفئوس قرابت نزدیکی با ماهیت شاعران و موسیقی‌دانان داشته است. هرگز نبوده که انسان شاعر و یا نوازنده‌ای واقعی باشد و اورفئوس را نشناسد. اورفئوس، به نوعی، جد تمامی ماست. سمبل آن تصویر ایدئال و ابدی است که درباره‌ی هنرمند بزرگ داریم. او هر سه اصل رمانتیکی، خیال‌برانگیز و جاودان هنرمندان را در خود جمع کرده است: «نبوغ، عشق و شهادت...»
در میان قهرمانان یونان باستان، او بیش از همه‌ی آن‌ها روح هنرمند مدرن را در خود دارد. او معتقد بود با نیروی هنر می‌تواند با مرگ مقابله کند. اینکه او به این می‌اندیشد که به سرزمین مردگان در زیر زمین برود، به جهنم «هادس»، و از آن‌جا اورودیکه را برگرداند، دو چیز مهم در روح شاعران هر دوره و زمانه‌ای را برجسته می‌سازد که عبارتند از «تسلیم نشدن به واقعیت» و «نبرد با مرگ، به وسیله‌ی هنر...»
[اما] چرا اورفئوس به عقب نگاه می‌کند؟ اورفئوس را چه شده و چه دلیلی او را تحریک می‌کند تا به عقب نگاه کند؟ چرا این همه آزار و خستگی را تحمل می‌کند تا معشوقه‌ی خود را نجات دهد، اما هنگامی که تنها یک گام مانده تا به این آرزوی خود دست یابد، به عقب برمی‌گردد و همه‌ی تلاش خود را بر باد می‌دهد؟ چگونه چنین نابغه و عاشقی این چنین ساده و خام رفتار می‌کند؟ چه محرک پنهانی در پشت این به‌عقب‌نگریستن اورفئوس، که بی‌شک مشهورترین و تراژدی‌ترین به‌عقب‌نگریستن تاریخ است، وجود دارد؟

 


 
 

نظر شما

نظر شما
نام:
*
ایمیل:
محدوده سنی:
*
متن:
*