پنجره‌ی مخفی، باغ مخفی *

Alternate Text
نام کتاب: پنجره‌ی مخفی، باغ مخفی *
نوبت چاپ: اول
نام نویسنده: استیون کینگ
نام مترجم: احسان رئیسی
شابک:
تیراژ:
تعداد صفحات: 280
دسته: رمان
نام انتشارات: افراز
قیمت: 450000
توضیحات

«استیون کینگ» برای مخاطبان ادبیات داستانی نام شناخته‌شده‌ای است. خاصه برای مخاطبان نشر افراز به‌واسطه‌ی رمان‌ها و مجموعه‌داستان‌های پرشماری که از این نویسنده‌ی صاحب سبک جهانی، در نشر  افراز منتشر شده است.
«پنجره‌ی مخفی، باغ مخفی» جدیدترین اثری است که نشر افراز از استیون کینگ  منتشر و در دسترس مخاطبان ایرانی قرار داده است.
این کتاب نیز همچون بسیاری از  کارهای کینگ،  در فضایی معماگونه و ترکیبی از واقعیت و وهم شکل می‌گیرد. اثر به واسطه‌ی اتفاقاتی که در بطن داستان شکل می‌گیرد، به ژانر وحشت نزدیک می‌شود. 
"مورتون رینی" نویسنده‌ای است که پس از جدایی از همسرش که به او خیانت کرده، در منطقه‌ای دور از شهر ساکن شده و به نوشتن پناه آورده.
پر کردن دهان شخصیتی داستانی با عکس‌العمل ‌های تند و صریح برای او با توجه به شغل و استعدادش، کار راحتی به‌نظر می‌رسد.
حال تصور کنید چنین شخصیتی با شنیدن این جمله، از چرت بعدازظهر بیدار شود:
(شما داستان من رو دزدیدید!)
با این دیالوگ چه تصوری از فردی که در آستانه‌ی در ایستاده و  به‌نظر مورت بیشتر شبیه شخصیت‌های رمانی از فاکنر است، در ذهن او شکل گرفته ؟
اما چیزی که برای مورت مهم‌تر از این تصور است، متهم شدنش به سرقت ادبی است. آن هم توسط غریبه‌ای به نام "جان شوتر".
عضو افتخاری انجمن دیوانگان شاخه‌ی می‌سی‌سی‌پی!
مورت رینی ماجرا را جدی نمی‌گیرد تا در مقابل تهدیدهای جان شوتر گام‌به‌گام و در کمال آرامش و خونسری عملی شود.
تنها راه اثبات اینکه داستان برای مورت رینی بوده، مجله‌ای قدیمی است که او داستانش را اولین بار در آن منتشر کرده. مورت برای گرفتن مجله، به خانه‌ی قدیمی خود (جایی که همسر سابقش در آن زندگی می‌کند می‌رود). اما اتفاق عجیبی در انتظار اوست.
استیون کینگ در این رمان، تعلیق را به شکل جالبی وارد داستان می‌کند و این‌گونه به‌نظر می‌رسد حوادث داخل رمان، در زندگی واقعی مورت ریمی نیز در حال اتفاق افتادن است .   
اگر مخاطب رمان‌های رازآلود با چاشنی وهم و وحشت باشید، این کتاب را زمین نخواهید گذاشت!
 
برشی از «پنجره‌ی مخفی، باغ مخفی»
تاددَونی با خودش فکر کرد، زنی که عشق او را ربوده، عشقی که همه‌ی وجود اوست، دیگر زن باارزشی نیست. بنابراین تصمیم گرفت او را بکشد. او این کار را در گوشه‌ی محل برخورد خانه و انبار که زاویه‌ی تندی داشت انجام می‌داد. جایی که زنش آن را باغ خود می‌نامید.
«اوه لعنتی...» مورت این را گفت و دست‌نوشته را به عقب پرت کرد. دستش به قوطی پپسی خورد. قوطی افتاد و نوشابه گازدار، جوش‌زنان روی پیشخوان جاری شد و از کناره‌های کابینت پایین ریخت. مورت جیغ زد: «اوه لعنتی!»
خانم گاوین با شتاب به‌طرف آشپزخانه آمد. اوضاع را برانداز کرد و گفت: «اوه، چیزی نیست. از جیغ‌ودادی که راه انداختین، فکر کردم گلوتون رو بریدین. یک‌کم برید اون‌ورتر، کمی جابه‌جا بشید، آقای رینی!»
او جابه‌جا شد، اولین کاری که خانم گاوین کرد این بود که دست‌نوشته را از روی پیشخوان برداشت و مجدداً آن را در دستان مورت قرار داد. هنوز سالم بود. نوشابه به‌طرف دیگر سرازیر شده بود. زمانی مردی بود با حس شوخ‌طبعی بسیار بالا – هرچند او همیشه این‌گونه فکر می‌کرد- ولی وقتی الان به دسته کوچک کاغذ درون دستانش نگاه می‌کرد، تنها چیزی که توان گفتنش را داشت، طعنه‌ی طنزآمیزی بیش نبود. فکر کرد، نوشته مثل بچه‌گربه‌ی توی شعرهای کودکانه شده. هر کاری می‌کنی، دوباره برمی‌گرده سراغ خودت .

نظرات کاربران در مورد کتاب پنجره‌ی مخفی، باغ مخفی *

برای این کتاب هنوز نظری ثبت نشده است
نظر خود را در مورد این کتاب بنویسید